گفتگو با شکر پاره اصفهان، استاد رضا ارحام صدر: دلم میخواهد در راه خدمت به مردم دیارم روی صحنه تئاتر بمیرم
رضا ارحام صدر، هنرمند با سابقه و نامور تئاتر که روزگاری یکه تاز تئاتر کمدی ایران بود و امروز نیز یکی از سرمایههای گرانقدر هنر تئاتر در این مملکت به شمار میرود سال هاست که به حرفه جهانگردی و ایرانگردی روی آورده است و یکی از بنیانگذاران و مؤسس آژانسی به نام پرستیژ که اینک نام پرستو برخود گرفته و به کار خدمات مسافرین مشغول است. بعد از 50 سال فعالیت هنری اکنون گرد پیری بر چهره او نشسته است و تصمیم دارد باقی عمر خود را فیلم و تئاتر بازی نکند و راحت زندگی کند. رضا ارحام صدر هستم. در اصفهان به دنیا آمدم و دارای لیسانس فلسفه هستم و سال ها پیش ازدواج کردم و حاصل این ازدواج 3 فرزند است. من كلاس چهار متوسطه در مدرسه ادب اصفهان (كالج انگلیسی سابق) بودم كه قرار شد جشنی برگزار شود و در آن نمایش هم باشد و قرار شد كه گروه نمایش از بچههای مدرسه ادب باشد.
آن زمان جناب آقای كتابی بود و مرحوم ناصر فرهمند/ علی اصغر جهانشاهی كه در این مدرسه ریاضیات درس میداد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه این بار چه كسی از من شكایت كرده است و وقتی وارد شدیم هر سه نفر آقای كتابی- علی اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توی كلاس مزه پرانی و ادای همه را در میآوری حالا میخواهیم ببینیم در تأتر هم میتوانی همین كار را بكنی. من داشتم از خوشحالی پر در میآوردم كه آقای كتابی اضافه كرد ما در مدرسه میخواهیم یك تأتر به روی صحنه ببریم و شما هم باید نقش یك محصل بی انضباط را بازی كنی.
من و بچههای مدرسه نمایش (رفیق ناجنس) را به روی صحنه بردیم و یادم هست كه این نمایش یك هفته ادامه داشت و به این ترتیب وارد صحنه تأتر شدم.
آقای ارحام صدر وقتی كه مردم را میخنداندید چه احساسی داشتید؟
احساس آئینه بودن و آئینه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.
آقای ارحام صدر چطور شد كه كمدین شدید؟
در تأتر سپاهان یك شب هنر پیشه كمدیان آقای بنی احمد كه نمایش را با لهجه كاشی بازی میكرد مریض شد. من هم همان نقش ایشان را با لهجه اصفهانی بازی كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد و دیگر خودش بازی كرد، و از آنجا شد كه من كمدین شدم.
آقای ارحام صدر شما سال ها مردم را خنداندهاید. آیا تا بحال خودتان خندیدهاید؟
بله یك بار موقع نمایش اجرا كردنم بود كه ممیزان، همبازی من خیلی تپق میزد و یك بار از بس كه تپق زد، پرده افتاد. ممیزان گفت من امشب خیلی تپق زدم یعنی باز هم تپق زد و تپق را چپق گفت، كه خود من هم خندهام گرفت.
آقای ارحام صدر به نظر شما یك نمایش كمدی یا نویسنده چه تأثیری بر تماشاچی میگذارد؟
به نظر من هیچ نویسندهای نمیتواند بطور كامل یك پیس كمدی بنویسد بلكه این بازیگر نقش كمدی است كه روح نهایی را به كالبد میدهد و آن مورد توجه مردم قرار میگیرد.
آقای ارحام صدر درد دل مردم و سختی های زندگی را چگونه در قالب نمایش كمدی اجرا میكردید؟
وقتی آقای محمد علی رجایی از كرمان به اصفهان آمد، آقای رجایی سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازی میكردند. آقای فرهمند و جهانشاه و رفیعی همگی موافقت كردند كه نمایشهای كمدی انتقادی كه به من پیشنهاد داده بودند را بازی كنیم و درد و دلهای مردم و سختی های زندگی را در قالب كمدی به نمایش در بیاوریم و استاد فرهمند به من پیشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازی كنم و چون سرباز رزم خود است، بازی كرد و من هم چند نمایش اجرا كردم كه این چند نمایش انتقادی در مورد مردمی بود كه مالیات میدادند و اداره مالیات از افرادی مالیات میگرفت كه تمام دستهاشان پینه دارد.
به عنوان مثال از واكسی- حلبیساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل برای همه نمایش كمدی انتقادی به نمایش میگذاشتم و با استقبال زیادی روبرو میشد. خاطرم هست كه نمایشی برای مالیات به نمایش گذاشتم و با استقبال زیادی روبرو شد. یادم هست در نمایشی كه در مورد مالیات اجرا كردم بنابراین شد كه مالیاتها را از افراد زحمتكش بگیرند و ثروتمندها معاف شوند. پس از نمایش، مردم یك ربع كف میزدند، نمایشهای ما این قدر با استقبال روبرو میشد كه بلیتهای ما تا ساعت 4 بعد از ظهر تمام میشد و مردم به خودشان میگفتند كه این نمایش را كه درد و دل ما مردم را میگوید باید دید و این را بگویم تأتر زبان گویای مردم شد و نمایش (مكتب كمدی انتقادی) به نام ما ثبت شد و هنوز میگفتند و میگویند كه رضا ارحام صدر این سبك را متداول كرده است و هنوز كسانی كه فرهنگ تأتر دارند میگویند رضا ارحام صدر پایه گذار كمدی انتقادی است.
آقای ارحام در مورد وضعیت تئاتر امروز ایران توضیح دهید؟
وضعیت تئاتر امروز هیچ پیشرفتی نكرده است. باید از كسانی كه در رشته تئاتر تحصیل كردهاند و در تئاتر پیشرفت كردهاند استفاده كرد.
آقای ارحام شما در چند نمایشنامه بازی كردهاید؟
من در كل 176 تئاتر، حاصل 47 سال فعالیت تئاتریم است.
بعد از انقلاب كار تئاتر را چگونه ادامه دادید؟
ما در خارج از كشور 3 نمایش روی صحنه بردیم- نمایشهای: خواستگاری- ارحام، رئیس جمهور میشود و آقای معلم بود كه در خارج از كشور به روی صحنه رفت. ولی بی اندازه مورد استقبال قرار گرفت.
نویسنده نمایش های شما چه كسی بود؟
آقای مهدی ممیزان كه كارمند شركت بیمه بود و از زمان دوران مدرسه مینوشته و مرد متواضع و شریفی است و همیشه در مورد كارهایش از ما نظر خواهی میكرد و بیشتر وقت ها با هم كار میكردیم.
آقای رضا ارحام صدر شما با حسن اكلیلی كه بعد از انقلاب تئاتر را در اصفهان ادامه میدهد نسبتی دارید؟
خیر آقای اكلیلی هم مثل همه هنرمندان تئاتر است؛ یك بازیگر تئاتر است ولی با من نسبتی ندارد.
آقای ارحام چگونه به سینما آمدید؟
من با فیلم (شب نشینی در جهنم) به سینما آمدم و نقش ابراهیم نوكر خانه جبار را بازی میكردم و در كار سینمایی این طبیعیترین نقشی بود كه من بازی كردم.
آقای ارحام صدر شما بعد از انقلاب چند فیلم بازی كردید؟
بعد از انقلاب در فیلم (جعفر خان از فرنگ برگشته) و فیلم افسانه شهر لاجوردی، نصف جهان كه من در این فیلم به جای چهار شخصیت بازی كردم و یك فیلم هم درباره زندگی من ساختند.
شما تا به حال چند فیلم سینمایی بازی كردهاید؟
من حدود 21 فیلم سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی حاصل 46 سال فعالیتم است.
آقای ارحام صدر ما اطلاع داریم كه آقای آنتونی كوئین به اصفهان آمده بودند. شما ایشان را دیدید؟
آقای آنتونی كوئین برای بازی در فیلم كاروان ها به اصفهان آمده بود و به دیدن تئاترهای من آمدند و همینطور آقای نورمن ویزدم به اصفهان آمده بود و یك شب هم آمد از نمایش ما دیدن كرد. وقتی نمایش تمام شد روی صحنه آمد و مردم ابراز احساسات كردند.
آقای ارحام صدر در آخر اگر حرفی یا حتی آرزویی دارید بفرمائید؟
من یك نوه بیمار دختر دارم كه مرا ناراحت میكند. آرزو دارم كه هر چه زودتر خوب شود و برای خانمم كه یك عمر مونس و همدم من بوده است آرزوی سلامتی دارم. دلم میخواهد در راه خدمت به مردم دیارم روی صحنه تئاتر بمیرم و آرزو دارم چراغ سن هیچ تئاتری خاموش نشود و در خاتمه از شما خبرنگار پرتلاش زندگی سالم كه درد دلهای ما را به گوش مردم میرسانید تشكر میكنم.
رضا ارحام صدر (زاده ۱۲اردیبهشت ۱۳۰۲ در اصفهان)، ملقب به شکرپاره اصفهان
، یکی از بهترین بازیگران کمدی تئاتر و سینمای ایران بود. پدرش محمد تقی نام داشت.
او فعاليت هنری خود را از سال ۱۳۲۶ با بازی در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايهگذاران تئاتر در اصفهان محسوب میشود. وی موسس "گروه هنری ارحام صدر" در سال ۱۳۴۳ بوده است.
بداهه گويي ارحام از نکات برجسته وی ميباشد که بر اساس موقعيت نمايش، اتفاقات روزمره و همچنين شرکت کنندگان مورد استفاده قرار ميگرفته است. به عنوان مثال يک نمونه از اين موارد از مصاحبه وی آورده شده است:
- یادم مى آید كه شبى شاه و فرح به دیدن یكى از تئاترهاى ما آمده بودند. گویا فرح [كه رئیس جمعیت خیریه بانوان نیز بود] براى جمع آورى انعام و صدقات! به اصفهان آمده بود. من روى صحنه به مرحوم ممیزان گفتم: یك مقدار از این پولاتو بده به انجمن خیریه نسوان ... ایشان گفتند: كه چطور بشه؟ كه چى كار بكنن؟ گفتم: هیچى. شب تا صبح زنده دارى، بعد هم شكار و بعد هم رقص، خب همه اینها خرج داره...!! مردم تا چند دقیقه دست مى زدند. در آنتراكت میان دو صحنه همه به من گفتند كه این حرف ها را نگو، ساواك دستگیرت مى كنه. گفتم: نه تازه بقیه كارم باقى مانده، در صحنه بعد به بازیگرى كه نقش تعمیركار تلویزیون را داشت، گفتم: این دستگاه خرابه اما هر دستگاهى كه خرابه از بالا خرابه تا پایین ... این بار دیگر صداى دست زدن مردم قطع نمى شد. آقاى اقبال كه پشت سر آنها (شاه و فرح) در سالن نشسته بود، بعداً به من گفت كه شاه به نخست وزیرش گفته است: با ارحام چه مى توانیم بكنیم كه روى صحنه از من انتقاد مى كند و مردم هم دست مى زنند!
نحوه آشنايي و شروع به کار ارحام صدر نيز از زبان خودش به شرح زير است:
- من از نوجوانى این نیاز را در خود مى دیدم و همیشه به دیدن تئاترهایى كه در شهر اصفهان، خاصه آنهایى كه مربوط به جشن دانش آموزان مى شد، مى رفتم. این علاقه پا گرفت و تبدیل شد به انگیزه اى براى برپایى نمایش هاى محله اى كه در ایوان خانه ها اجرا و پرده صحنه مان لاجرم چادر نماز زن هاى خانه بود و كف پوش حیاط فرش هاى كهنه و نمد كه همسایه ها بر آن مى نشستند. پس از ورود به دبیرستان ادب كار صحنه اى ما از یك مزاح من سركلاس آقاى جهانشاه (كه بعدها پدرخانمم شد) آغاز شد. ایشان حضور و غیاب مى كردند كه به اسمى به نام عباس پنیرى رسیدند. بعد از چند بار كه این اسم را صدا كردند و كسى پاسخ نداد، من از ته كلاس گفتم: «آقا، تو خیكن!» كه ایشان از این مزاح من لذت بردند و بعداً به مدیر مدرسه سفارش كردند كه براى جشن ها از همین بچه ها استفاده كنید و از بیرون بازیگر نیاورید. پس از این اتفاق اولین نمایشى كه در مدرسه بازى كردیم نمایشى بود به نام «رفیق ناجنس» و من در این نمایش درخششى داشتم كه خانواده ها بعد از یك بار دیدن از مدیر مدرسه خواستند كه نمایش ادامه پیدا كند. پس تئاتر ما 10 شب فروخت و از درآمد آن براى مدرسه یك پیانو خریدیم.
محمدعلی کشاورز هنرپیشه پیشکسوت ایرانی، او را بهترین آکتور کمدی سینمای ایران می داند
وی در طول فعاليت خود در 120 تئاتر ايفای نقش نمود که از تئاترهای معروف وی ميتوان به "من ميخوام" ، "وادنگ" و "مست" اشاره کرد. وی در کار سينما نيز فعاليت داشته و در فيلمهايي مانند: "جوجه فکلی" ، "پريزاد"، "نصف جهان"و "لج و لجبازی" ايفای نقش نموده است.

فرزاد حسني
فرزاد حسني متولد:21 شهريور 1356
محل تولد:بيمارستان عيوض زاده تهران
محل زندگي:خاني آباد
خانواده:نام مادر: شكوه السادات نام پدر: مرتضي
فرزند بزرگ خانواده برادران : فرهاد و فرشاد
تحصيلات: ليسانس مكانيك از دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي
دوره بازيگري مدرسه امين تارخ و استاد سمندريان
شغل: مجري و بازيگر و ترانه سرا

نكاتي از زندگي او:
*نام فرزاد را دخترخاله مادرش براي او انتخاب نوده است .
*میگوید بهترین فيلمي كه تا بحال ديده كازابلانكاست.
*از درس رياضي خوشش نمي آمده و نمره كمترين نمره ای كه از رياضي گرفته است 14 میباشد.
*اولين سريال او "عيد آن سالـها " است
*با فوتبـال میانه ای ندارد است
* بسیار ولخرج است وجسارت و حاضر جوابي خاصي دارد
*فعاليت در تلويزيون را از سال 75 در شبكه جام جم آغاز كرد.
* اواعتقاد دارد اجراي راديو سخت تر از تلويزيون است
*هميشه بدنبال اجرای برنامه هایی است كه در آن آزادي عمل داشته باشد و آن را طبق خواسته و روش خود پيش ببرد.
یک خاطره برای تست بازیگری: خودش میگوید من خيلي دير رسيدم جمعيت زيادي براي تست آمده بودند که در ميان آنها گروهي از بازيگران جوان وحتي قديمي هم به چشم مي خوردند متني که داده بودند خيلي سخت بود شامل متون قديمي واخباري .من حافظه خوبي دارم يک بار که نگاه کنم حفظ مي شوم .چون بقيه حاضر نبودند به عنوان اولين نفر تست دادم و قبول شدم."
* ترانه " آد م فروش" شادمهر عقیلی را وی سروده است
* عاشق کشور عزیزمان ایران بوده و به ورزشهای شنا " یوگا و ژیمناستیک علاقه دارد.
*نمازخوان و مقید است و اصولا آدم بدقولی نیست . عاشق رمان الیور تویست است.
* ترانه تیتراژ مجموعه " کمکم کن " و " کوله پشتی " را او سروده بود " همچنین تیتراژ سریال " روز رفتن " را
*اما جدي ترين فعاليت او به عنوان مجري به برنامه نيمرخ بر ميگردد . برنامه اي که پيش از آن با حضور کاميار اسماعيلي امير حسين مدرس و... به کار موفقي بدل شده بود وشايد اجراي فرزاد حسني در اين برنامه يکي از مهمترين دلايل انتخاب او براي برنامه کوله پشتي بود

*موسیقی بدون کلام را دوست ندارد . موسیقی خارجی هم گوش نمی دهد
* در زندگی , خود را مدیون پدر و مادر و معلم های دوره دبیرستانش می داند .
* ربطه اش با دوستانش بسیار صمیمی است " اما اصلا اهل رفیق بازی نیست .
*می گوید در بسیاری از مسائل و برنامه ها اگر کمک مادرم نباشد کارم پیش نمی رود . مادرم در ارتباط با کارهایم یک منتقد بی رحم است.
* معلم فن بیان او مرحوم مهدی فتحی بود
*در یک خانواده کاملا مذهبی بزرگ شده و مادرش همیشه با وضو به او شیر داده است .
* امین زندگانی او را برای حضور در رادیو معرفی کرد
* از پوشیدن لباسهای رنگ روشن خصوصا سفید خوشش می اید

*برای شهدا احترام فوق العاده ای قائل است . زود عصبانی می شود . اطلاعات عمومی خوبی دارد
* وی مـوفق ترین گوینده رادیو را مرحوم منوچهر نوذری می داند.
* نمره هر دو چشمش بالای دو است و عینکش طبی است
* سعی می کند هیچ گاه نمازش قضا نشود مخصوصا نماز صبح
* برای بازی در یک کار به هر کارگردانی راحت اعتماد نمی کند . به بازی بازیگرانی چون علی نصیریان، عزت ا... انتظامی " رضا کیانیان " پرویز پرستویی " خسرو شکیبایی و ... علاقه دارد . هر وقت دلش بخواهد می تواند شعر بگوید
*محمد رضا شجريان نخستين انتخاب او در موسيقي است و محمد علیزاده بیش از سایر خوانندگان ترانه های وی را اجرا نموده است.

(متن فوق مدتی پیش به در خواست مجله ای از ایمان هنر برای دفتر آن هفته نامه ارسال شد که در آن هفته نامه به چاپ رسید)
هنرمند : مهدی سلوکی
حرفه : بازیگر سینما و تلویزیون
متولد : اصفهان
مهدي سلوكي در در اصفهان به دنيا آمد،ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال 1375با كليپ سريالي به نام گنجشك و ماه كاري از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقاي رئيس جمهور ...
شرح و حال کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب را از اینجا ببینید
با ارسال فقط یک ایمیل از بیوگرافی هنرمندان محبوب خود مطلع شوید
=====================================
هنرمند : فرهاد اسدی
متولد : 1356 اصفهان-در خانواده ای بختیاری
حرفه : خواننده
سبک : سنتی
استادان : استاد محمود کریمی - سید رضا طباطبایی(از شاگردان استاد میرزا تاج اصفهانی) - علی جهاندار - استاد محمدرضا شجریان - استاد شهرام ناظری - استاد کسایی و...
شرح حال به طور مختصر :
شروع فراگیری آواز با مجموع ردیف های استاد محمود کریمی پس از آن یادگیری آواز مکتب اصفهان نزد ....
شرح کامل : ادامه مطلب
ادامه مطلب را از اینجا ببینید
هنرمند : مسعود میرزایی
حرفه :نوازنده سنتور
شغل :آهنگساز
استادان : استاد مسعود رضایی نژاد - استاد پرویز مشکاتیان - استاد فرهاد فخرالدینی
شرح حال در ادامه مطلب
ادامه مطلب را از اینجا ببینید
پیامک های برگزیده آذرماه
گفتگو با شکر پاره اصفهان، استاد رضا ارحام صدر: دلم میخواهد در راه خدمت به مردم دیارم روی صحنه تئاتر
بیوگرافی زنده یاد " رضا ارحام صدر "
استاد طنز ایران برای همیشه رفت...
افتتاح جشنواره کیش با ایمان هنر
تسلیت به آقای حسنی
مطالب ارسالی مهر و آبان
مطالب ارسالی شما
گالری عکس شبهای قدر








